است و بقيه‌ٴ باسمه‌هاي مصري همگي روي كاغذ چاپ شده‌، همگي به زبان عربي و به خط عربي است (تنها يك دعاي عربي وجود دارد كه با الفباي قبطي ترانويسي شده است‌). تاريخ آنها از لحاظ خطشان مي‌تواند مابين سال‌هاي 900 تا 1350 باشد و اغلبشان متعلق به دوره‌ٴ اخير است‌. شيوه‌ٴ چاپ ظاهراً مشابه با چين و آسياي مركزي بوده است‌. يعني اين آثار احتمالاً به‌وسيله‌ٴ ماشين چاپ نشده‌، بلكه آنها را روي باسمه گذاشته و با بالشتك يا بروس رويشان مركب ماليده‌اند.
محتوي تمام آنها مطالب ديني است (آيات قرآن‌، ادعيه‌، اسامي 99 گانه‌ٴ خدا، تعويذات‌)، از اين جهت باسمه‌هاي مصري مشابه نخستين آثار آسيايي هستند. دين بودايي موجب پيدايش‌ دومي شد و دين اسلام سبب پديد آمدن اولي گرديد. ولي چاپ مصري در سده‌ٴ چهاردهم‌ متوقف گرديد و نظر مسلمانان نسبت به چاپ خصمانه شد (ايسيس 33، 561). ديگر چيزي‌ به‌وسيله‌ٴ مسلمانان (جز در چين‌) تا سال 1825 چاپ نشد و چاپ قرآن تا زمان ما با ناخشنودي‌ همراه بود. تمام دوره‌ٴ چاپ باسمه‌اي در مصر مقدم بر غرب بود. ممكن است بر اثر نفوذ تركان‌ به‌وجود آمده بود، چون بسياري از تركان آسياي ميانه با فن چاپ آشنايي داشتند و در مصر هم‌ تركان زيادي مي‌زيستند، زيرا دولت مماليك ترك بود.

رشـد چـاپ حـروفـي در چيـن‌

علماي غربي كه مايل‌اند كارهاي شرقي را كوچك جلوه دهند، ممكن است به ما اعتراض كنند كه تا اينجا تنها از چاپ باسمه‌اي (چوب‌هاي حكاكي‌شده‌) صحبت كرده‌ايم‌، نه از چاپ به‌ صورتي كه از نيمه‌ٴ سده‌ٴ پانزدهم به بعد عموماً از آن استنباط مي‌شود. در اين‌مورد بايد بگوييم‌، اولاً چاپ باسمه‌اي تا نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم در كشورهاي غربي پديد نيامد، يعني دست‌كم‌ شش قرن و شايد هم هشت قرن پس از پيدايش آن در چين‌. ثانياً، چاپ حروفي‌، يعني چاپ‌ به‌وسيله‌ٴ حروف متحرك‌، گرچه به قدمت چاپ باسمه‌اي نيست‌، از سده‌ٴ يازدهم در چين اختراع‌ شده بود. اين اختراع به پي شنگ (يازدهم ـ 1) منسوب است و معاصر جوان‌ترش شن كوا (يازدهم ـ 2) شرح دقيقي در آن باره داده است‌. متني كه كارتر ترجمه و چاپ كرده‌، ارزش نقل‌ كردن را دارد (ص 160).1
در زمان چئنگ ـ لي (1014 ـ 1049)، پي شنگ پنبه‌پوش (يعني مردي از عوام‌الناس‌)، حروف متحرك را هم ساخت‌. روش او چنين بود: گل چسبنده را برداشت و شكل حروف را به‌ نازكي‌ِ لبه‌ٴ پول بر آن كند. هر يك از حروف جدا از بقيه بود. او آنها را در آتش پخت تا سفت‌ شدند. قبلاً صفحه‌اي آهني آماده كرد و روي آن را با مخلوطي از صمغ كاج‌، موم و خاكستر كاغذ


1. براي حواشي متن كتاب كارتر، نك ص 251 ـ 252.